X
تبلیغات
رایتل
جمعه 30 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 11:17 ب.ظ

سلامممممممممم...

فردا میخوام پرهیزو بشکنم انگشتمو بزنم تو چشم شیطون کورش کنم بعد از یه هفته از شروع کلاسا برم کلاس...مرسی...مرسی...خجالتم ندید ..خواهش میکنم

دیگه تا ساعت ۱۰ که دانشگاه هستم ...بعدم باید برم کار اموزی احتمالا تا ساعت ۳ بعد ظهر...

بعدم یه سر بیام خونه و بعدم برم دنبال یه ادم گردن کلفت همچین خشن که ساعت ۵ همرام بیاد بریم کلانتری دنبال کارای تصادف و  اینا...ببینیم چیکار بر سرمون میخوان بیارن بلاخره ...تازه یکی از دوستان هم پیشنهاد دادن که خودمو شکل این پیرمردا در بیارم که چون سنم کمتر از طرف مقابل تقصیرا رو میندازن گردن من البته راستم میگه ها قبول دارم حرفتو نیما خان...

خلاصه که قراره فردا خیلی خسته نباشمو اینا...

خب دیگه برم جغد بودنو بذارم کنار برم بخوابم که  دیگه از فردا باید سحر خیز بشم همچین...ولی یه خوبی داره این ساعت ۶:۳۰صبح کلاس تشکیل شدن ما...اونم اینه که حداقل کمتر گرما میخوریم اینم تو این هوای خوب و دلپذیر اینجا... 

فعلا...خوب و خوش و سلامت باشین همگی...بای