شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 11:19 ب.ظ

سلامممممممممممم...

خوب و خوش و سلامتین...

بلاخره بعد از ۷..۸ روز گند امروز حالم بهتر شده و فکر کنم (چشم شیطون کور گوش شیطون کر) دارم خوب میشم ولی واقعا عجب مریضیه مزخرفیه این سرما خوردگیا...همه چیزه ادمو مختل میکنه...کار و فعالیت غذا خوردن حرف زدن حرف گوش کردنو کلا سیستمو میترکونه... ایشالا دشمناتون بگیرن...

راستش دیشب میخواستم اپ کنم ولی اینقده حالم بد بود که معلوم نبود چی مینوشتم حال جسمیم البته زیاد بد نبودا اخه رو به بهبودیه خدا رو شکر ولی حال روحیم خراب بود وحشتناک...از دو شب پیش تمام چیزایی که روی اعصاب من خر سواری میکنه رو هم دیدم وهم شنیدم...و کاملا بهم ریختم اساسی دیشب واقعا یه چند ساعتی از زندگی کردم سیر شدم  و اینقده گریه کردم تا مث این بچه کوچولوا دیدین واسه یه چیزی که میخوان اینقد گریه میکنن و بعد خوابشون میبره منم همینجور شدم حدودای ساعت ۳ بود که دیگه هیچی نفهمیدم بعد صبح که بلند شدم واسه نماز ساعت ۴:۳۰ خیلی احساس سبکیه عجیبی میکردم احساس میکردم از یه چیزی راحت شدم و وقتی ادم با این حس نماز صبح میخونه واقها واسه چند لحظه هرچند کوتاه احساس میکنه کاملا پیش خداست و خدا هرچی که میگه اون میشنوه ...نمیدونم هیچ وقت اینجور حسی واستون پیش اومده یا نه به نظر من که خیلی حس قشنگ و خوبیه...

خلاصه که امروز دیگه خیلی بهتر بودم هم سرما خوردگیم خیلی بهتر شده بود هم اون وضع روحیم ...

ولی این سینه من و ریه ام هنوز بد جور درد میکنه و اینم میدونم مال همین سرما خوردگیه هست تا ۱۰..۱۵ روز دیگه کمکم بهتر میشه اونم...من دیگه عادت کردم بهش...پس بی خیال...

ولی بدترین قسمت مریضی من جای امپولا هست که هنوزم به شدت درد میکنه...نمیدونم چه جوری باید بشینم الانم که روی این صندلی پشت کامی جون نشستم جد و ابادم اومدن دیدنم ..جلو چشمامن الان همشون...

راستی امروز رفتم ببینم نمره هامو زدن هیچ کدوم یا نه دیدم بهههههههههه استاتیک ۲  رو پاسش کردم به سلامتی و کلی ذوقیدم واسه خودم نوشابه باز کردم و الان مونده یه دونه اون ریاضیه خدایا یه کاری کن این ریاضی رو پاسش کنم که اصلا دیگه حوصلشو ندارم...آمیننننن...

یه چیز دیگه هم اینکه کااموزیه هم تمومه طبق برنامه و ساعتایی که اول کار به دانشگاه دادم فقط باید یه گزارش کار همچین تپل و خوب و خشگل واسه استاده ببرم تا یه نمره باحالیم این بده به ما و من از این یکی کارم خلاص بشم...

امروز رفتم قبض موبایلمو گرفتم که مث اون دفعه ای نزنن قعطش کنن ... چیزیم نشده ها نا قابله ...

خوب دیگه من برم که صبح خیلی کار دارم ...

در ضمن من از همه دوستای خوب و نازنینی که اومدن بهم سر زدنو احوالپرسون حال این بنده کمترین بودن صمیمانه تشکر میکنم...خیلی خیلی ممنون متشکر از لطف همگیتون...

خوب و خوش خرم و سلامت باشین همیشه ..همگیتون...فعلا بای