X
تبلیغات
رایتل
جمعه 3 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 07:15 ق.ظ

سلام خدمت همه بر و بچه های گل و خوب دوست داشتنی اینجا...

خوبین خوشین؟

من الان خوب خوبم فعلا...اون خستگیه هم میاد و میره ...درگیره با خودش و من ...ولش کن بهش محل نمیدم خودش روش کم میشه میره پی کارو زندگیش...

خب چی میخواستم بگم الان؟؟؟

آهان اول اینکه امروز جمعه بود از دیشب تصمیم داشتم تا ساعت ۱۱ بخوابم که جبران کسریه خوابا بشه که همونجور که الان دوستان شاهدن خیلی اون تصمیمه عملی شده الان...

دیگه اینکه...از شنبه ای که اینا رفتن میخواستم به جهانیان اعلام کنم که اینا رفتن سوریه ولی هیچ جوری وقت نشد...کیا ..؟اهان حالا میگم...

مامان بزرگ و بابابزرگ...دوتا عمه ها با شوهراشون...عمو و زنعموی بابام...عمه و شوهر عمه بابام...دختر عمه بابام با شوهرش...همین...قابل نداره همش ۱۲ نفر بودن بنده خداها...

شنبه ای رفتنو فردا هم که دوباره شنبه هستش طبق معمول همیشهمیان ...

حالا ساعت چند میرسن اینا؟ ساعت ۲ نصفه شب..بابا اخه کارو زندگی ندارین شماها خواب و خوراک ندارین...اخه ساعت ۲ نصفه شبم وقت اومدنه...؟ نمیگین حالا منو امثال من هیچی...چارتا خونواده متاهل...بابا اخه کار و زندگی دارن ملت...

حالا ساعت ۱:۳۰ دیگه باید بریم اونجا بشینیم ...دستا زیر چونه ...لبخند ابلحانه ملیحانه ای بر لب...از سرما لک لک (لک لک نیستا با کسره بخونید) بلرزیم...و هی  دهن خودمونو به انواع فحشای رکیک و غیر رکیک  آلوده کنیم...(رکیکاش واسه فرودگاه هستش و هواپیما که نشدنیه تاخیر نداشته باشه)...

این ۲۴ ساعت اینجا هم که مث همه جاهای دنیا نیست که...از ۱۲ شب تا ۹ صبح زمستونه شدیدا که از سرمای خشک اینجا تا ته مغز استخون ادمو میسوزونه لامصب... از ۹ صبح تا دم دمای ظهر ۱۱...۱۲ بهاره...از ۱۲ تا ۴..۵ تابستونه...از ۴..۵ تا ۱۰ شب پاییزه دوباره...اینم از وضیعت اب و هوایی اینجا در فصل پاییز...

ولی من دوست دارم فرودگاه رو تو اون موقع شب...جاییه که این همه ادم با ذوق و شوق و خوشحالی منتظرن... پر سر و صدا و هیجان شلوقی...

زنمو کوچیکه من خدایی باحاله...بهش میگم مادر شوهر و خواهر شوهرای گرامتون ساعت ۲ شب میان باید بری استقبالشون...میگه ولشون کن بابا خودشون تاکسی میشینن میان خونه میخوابن تا صبح...ما هم صبح میریم پیش و ب ا زشون...

خدایی میبینین چقده حساب میبره از مادر شوهر و خواهر شوهرا...حال کنین...

این زنعموم که میگم با اون یکی زنعموم که خیلیم تیتیش و فیس و افاده ای بحث میکنن که دیگه من میشم تماشاچیشون ...تر تر خنده هست خدایی...همچین میزنه بنده خدا رو ضایع میکنه ها...منم که که به قول نیما خان دینگا لیگا عاشق این دعوا ها و بحثای خاله زنکی...آی میخندم آی میخندم ...

اخه این زن عموم که میگم تقریبا همسن خودمه...این بابا بزرگ من که ماشالا قوی بوده اونروزا...۶ تا پسر و سه تا دختر با همیاری مامان بزرگ گرام اوردنو  بزرگ کردن مث دسته گل...البته من از عموهام خیلی بیشتر خوشم میاد تا عمه هام...عمه هام در حقم ظلم کردن...ولش کن نمیخوام وارد جزیاتش بشم حالم خراب میشه...آره خلاصه اینه که من تو همه گروهای سنی زن عمو دارم این یکی اخری به گروه سنی من میخوره...تو مهمونیا که دسته جمعی هستش میشینیم دوتایی لج این عمه کوچیکه رو در میاریم آی میخندیم آی میخندیم ... کیف داره...

آره دیگه خلاصه...حالا فردا هم که اینا میان دو سه روزی کل فامیل تقریبا همو میبینیم و خیلی فرصت مناسبیه واسه سوژه گیز آوردن و خندیدن...البته من ادم مسخره چیی نیستما که یکی و هی الکی مسخره کنما ولی خدایی یه وقتایی یه کارایی میکنن که ادم مجبوده یخورده سر به سرشون بذاره و بخنده ...

خب این که از این بحث ...

من الان دارم تو این اتاقم مث چی میلرزم از سرما...فک کنم برم رو حیاط واسم افتاب بگیرم گرمتر از اینجا باشه...اخه تنها جایی که تو این خونه سیستم گرمایشی نداره همین اتاق منه...ای خدا لعنت کنه این لوله کش گازو...همه جا رو لوله کشی کرده الا همین یه اتاقو...که چی مثلا اومده خوبی کنه...اخه چیزی وقت نیست که خونه های اینجا گاز کشی شده حدود سه ساله تقریبا..اونوقت کانتور گاز که میخواستیم بگیریم بزرگ داشتو کوچیک که البته هیچ فرقی با هم نداره جز اینکه بزرگه ابونمانش دو برابر کوچیکه هستش...اره خلاصه اومده حساب کرده که تعداد شعله جوری باشه که بتونیم کانتو ر کوچیک بگیریم و بعدا خودمون هرجا خواستیم لوله کشی کنیم...که اخرم کانتور کوچیک به ما ندادن قضیه ما هم شد مث اون یاروهه که هم شلاق خوردو هم پیاز خوردو هم جریمه داد... و اینه که الان من در اینجا و پشت این تریبون مقدس دارم سرما میخورم تند تند......

خب دیگه خیلی ور زدم...

ادم زود از خواب بلند میشه کلی مس ث ص یبت واسه خودش درست میکنه ها...دو ساعته الان من بیدارم گرسنمم شد حالا باید برم صبحونه هم بخورم...واقعا عجب روزگار کثیفیه ها...

خب دیگه خوب خوش و سلامت دیگه هرچی دلتون میخواد باشین...

دوستون دارم...فعلا