پنج‌شنبه 7 دی‌ماه سال 1385 ساعت 11:40 ب.ظ

ســــــــــــــــــــــــاـــــــــــــــــــــــــــــا م

سامو علیکم...

خب قرار بود مشغولیت ذهنیمو بنویسم تو این پستم...و اینو همین اول بگم که اصلا موضوع خوشایندی نیست...گفته باششششششم...

شاید خیلی از شماها هم به این موضوع فک کرده باشین..نمیدونم...

ولی من زیاد فکر میکنم بهش و اخرم به هیچ نتیجه ای نمیرسم..جز اینکه بعضی وقتا از زندگی کردنو زنده بودنمم نا امید میشم...

فکر کردن به اخر دنیا...

چی ؟؟؟ اخر این دنیا ؟؟ نه اصلا...چون اخر این دنیا که معلومه چی به چیه...ببخشینا ببخشینا روم به تیفال جناب عزراعیل و مرگ تموم شدن این دنیا...

چیزی که مخ منو منهدم میکنه اینه که اخر اون دنیا کجاست...؟؟؟

میشینم فکر میکنم خب اون دنیا طبق دین و قران و پیرو پیغمبر یه جهنمی هست و یه بهشت...که قضیه شو همه میدونن دیگه...خب یه عده میرن تو بهشت برین و یه عده هم تو جهنم و بهشتیا هی بهشون خوش میگذره و حالی به حولی و جهنمیا هم که هی میسوزن هی میسوزن..تا کی؟ اونشم هیشکی نمیدونه مث بقیه چیزاش...

خب که چی؟؟؟ همه چیز همینجوری پیش میره تا به کی من میخوام بدونم...میخوام بدونم اخرش چی میشه...خب روز قیامتم میشه و به حساب همه هم رسیدگی میشه و همه هم تکلیف خودشونو میدونن...یا اینوری یا اونوری...من میخوام بدونم تا کی خدا میخواد ادامه بده...اخرش چی میشه...

اصن میخوام بدونم اخر دنیا کجاست...

نمیدونم میتونم درست منظورمو بفهمونم یا نه...؟؟؟

من میگم اخرش که معلوم نیست خدا چیکار میخواد بکنه...پس همه چیز بی معنی میشه...زندگی...مرگ...بهش...جهنم...عذاب...هوری بهشتی...اتش...

اینجوری که من فک میکنم میشه یه چیز بی هدف...میدونم خدا هیچ کاریش بی هدف نیستا...ولی من میمونم توش که اخه خدا چیکار میخواد بر سر مخلوقاتش بیاره...

تا کی میخواد اون دنیایی که میگن جاودانه هست و همیشگی رو ادامه بده... اصن ادامه بده که چی بشه؟؟؟

خب ادما بقیه مخلوقاتش که خسته میشن یه روزی...

این دنیا میدونی که هیچ کس موندنی نیست اینجا...همه یه روزی بار سفر رو میبندن...دیر و زود داره و ولی سوخت و سوز نداره به قول معروف...اخر این دنیا کاملا مشخصه...که اونم چیزی نیست به جز مرگ...

ولی وقتی میری اون دنیا میخوام بدونم اخرش چیه...واسه چی اصن دیگه ادما حالا هرجایی که خدا قرارشون داده زندگی میکنن...دنیایی که جاودانه هست و دیگه همیشه زنده ای...نمیدونما..شایدم تو اون دنیا هم بمیری مثلا...ولی باز کجا میری...دیگه ایا دنیایی هست؟؟؟ اگه نیست چی میشی بعد از مرگه؟؟؟

تو این دنیا ادما و کلا مخلوقات به یه امیدی دارن ادامه حیات میدن...ولی اون دنیا چی...به چه امیدی ؟؟؟ با چه هدفی...اونا که جهنمی هستن که همیشه هستن و دیگه تلاشی نمیکنن میدونن جاشون کجاست و اوناییم که بهشتی هستن که اونا هم همیشه خوش به حالشونه...حالا مثلا بگیم نه خدا مثلا به یه جهنمی میگه تو ۳۰۰ سال مثلا میسوزی بعد اگه ادم شدی و صلاح دونستم میبرمت بهشت...یا مثلا اگه یه بهشتی بدی کنه خدا جریمش میکنه و مثلا ۱۰ سال میندازدش جهنم...من میخوام بدونم تا کی اگه مثلا اینجوریم باشه تا کی ادامه داره....اصلا سال دیگه معنی میده...اصلا چه چیزایی در اون صورت معنی پیدا میکنه...اخه یه روزی باید به یه جایی ...چیزی برسن یا نه؟؟؟ یا ادامه بدن و خدا هم دنیاشو ادامه بده تا به کی اخه؟؟؟

اره دیگه اینچیزاست که هرچی بهش فکر میکنم بدتر میشه و کمتر به نتیجه میرسم...

خدایی نکرده اصلا نمیخوام خدا و اون دنیا رو زیر سوال ببرما...نقضش کنم یا تاییدش کنما...نه اصلا...

فقط میخوام بدونم اخرش که چی؟؟؟ چی میشه...اخر دنیای جاودانه کجاست؟؟؟خدا تا به کی میخواد ادامه بده؟؟؟

نمیدونم اصلا تونستم درست منظورم و فکرمو بیان کنم یا نه...

به هر حال...اخر هربار فکر کردن بیخیال میشم و تا چند روزی هم نا امید به زندگی...یعنی همه چی واسم پوچ و بی ارزش میشه...

نمیدونم والا...

و در اخر ...خدایا اگه حرف بدی زدم رو حساب بچگی و نفهمیمم ببخشم...خودت خوب میدونی که چگده دوستت دارم خدا جون...

خب دیگه اینم از اون مشغولیت ذهنیه بنده...

خوش و خوب و سلامت باشین همگیه دوستای خوبم..همیشه...

دوستتون دارم...فعلا...