X
تبلیغات
رایتل
جمعه 18 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 01:41 ق.ظ

...

 

این به جای سلام کردنای اول همه پستام......

اول بگم که جواب تمام کامنتای عقب افتاده رو الان دادم...و متشکر میشوم در همین مکان مقدس از همه عزیزانی که لطف داشتن و دارن همیشه به این ژیگولوی نا خلف...

خب چی بگم و از کجا بگم؟؟؟

خدا رو که میخواستم بیشتر بیابمش هنوز در پی شم به یه جاهایی رسیدم و هنوز دارم ادامه میدم...

چند شبه که ساعت ۱۰...۱۰:۳۰ شب پسر خالم مغازشو که تعطیل میکنه به همرا پسر عمه نسبتا گراممنو به خیال خودشون خام یا همون فارسیشو بگم خ...ر میکنن با اقای داداش میچپن تو ماشین اینجانب ژیگولوی بیزبونو میزنیم به دل خیابونای صاف و خلوت بی زبون که تازه دارن از دست ماشینا یه نفس راحتی میکشن...حالا بی انصافیم نکنم ای بدم نمیگذره..حداقلش اینه که یه یه ساعتی همگیمون از دست کار و اعصاب خوردیای صبح تا شبمون بیرون میایم...شوخی و مسخره بازی و هزار جون فیلم بازی در میاریم...خلاصه بد نیست...

حالا یه شب بستنی یه شب کباب ترکی یه شب هیچی...ولی من همیشه مهمونم...تا میگن باید تو امشب دعوتمون کنی یا دنگتو بده یه عالمه کولی بازی در میارموبعدشم میگم اصن من دیگه فردا ماشین نمیارم...من ماشینمو در اختیارتون گذاشتم دیگه هیچ پولی خرج نمیکنم...خلاصه با هزار جور فیلم بازی سرشونو گول میمالم و از زیرش در میرم...

البته هر دو سه روز یه بار که من پمپ بزینو مهمون باید بکنم پشیمون میشمو میگم بیخیال همون ماشینو نبرم و یه ۴ تا بستنی بخرم بهتره...ولی دوباره ذاتم نمیزاره...که اخه...هزار بار تا حالا گفتم فک کنم..عاشق رانندگیم...اونم ۱۱ شب تو خیابونای خلوت...آی حال میده آی حال میده...

تازه امشب که حوس کردم حال یه پرایدیه دیگه رو بگیرم اخه پرو بازی در اورد منم که حساس...اول بهش راه دادم تا بره بعد دیدم اونام ۴ نفرن دیدم نع..هیچ جوره تو کتم نمیره..باید حالشونو بگیرم...خلاصه استینا رو زدم بالا گفتم بچه ها محکم بشینین...که میخوام هم یه حالی به شماها بدم و هم یه حال اساسی از این بی جنبه ها بگیرم...نه اینکه میدونن رانندگیم چه جوریه همگی دسته جمعی ندا دادن که ای پسر خوببی خیال شو...ما جوونیم ارزو داریم...گفتم زکی فک کردین...هیچی نگین وگرنه میکشمتونا...بی زبونا دیگه هیچی نگفتن...منم که کافیه یه اهنگم از اون باحالا در گوشم ور ور کنه...دیگه حالیم نیست...ولی خب خدایی خودمو چشم نزنم بد نیست رانندگیمو دست فرمونم..بچه ها هم میدوننا ولی خب بعدش که همه چی تموم میشه میریزن سرمو میزنن لهم میکنن نا مردا...خلاصه که زدیم چنان حالشونو گرفتیم که تا عمر دارن یادشون باشه...ولی لعنتی پرایده دیر همگردی کم میاره یهو ضایعت میکنه...ولی خب امشب اونم پراید بود مشکلی نداشت...بعدشم که یخورده دیگه چرخیدیمو بعدشم یه بستنی مهمون پسر خاله و بعدشم دیگه یه اهنگ اروم همینجوری یواش یواش اومدیم خونه...

و یه چیز دیگه اینکه تو ماشین یا چهار نفریم یا بعضی وقتا داداشم نیست سه نفریم...مصیبت داریم ما همیشه واسه اهنگ گوش دادن...اینقد باید تو سر و کله هم بزنیم تا به توافق اصولی برسیم......یکی غمگین میخواد یکی شاد میخواد یکی اروم..یکی با صدای بلند خلاصه همون ما اصن بیخیال اهنگ بشیم بهتره فک کنم ..ولی اخه نمیشه که...خلاصه با هر زحمتی هست و هرکی زورش بیشتر بود موفق میشیم یه اهنگ بزاریم...ولی خدایی این فرامرز عاصف چقده قشنگ خونده این البوم اخیزشو..خیلی دوست دارم...یه اهنگش که میگه...اولش صدای اه یه دختره میاد بعدشم لا لا..لالایی...الههی که اسیر نشی از عاشقی دلگیر نشی در زیر این سقف کبود تنها نباشی...الهی گل پر پر نشه...دم سوز خاکستر نشه...ای عاشقان فریاد بی صدا نبااااشه...یه خورده اهنگ... ...مقصد ما برج خورشید...یه سفر تا ستاره ها... تا قیامت عشق و مستی این پیام عاشقاست...

خلاصه هم اهنگش خیلی توپه هم شعرش...اهنگشم هر ادمی رو جو گیر میکنه پشت ماشین...منو که دیگه هیچی...

اون اهنگ عروس مهتابشم خیلی قشنگ و دوست داشتنیه به نظرم...

خب دیگه این از ولگردیای چند شب اخیر ما...

خب دیگه خیلی ور زدم باز...برم دیگه بخوابم که چشام داره میزنه بیرون از جاش...

به مامانم میگم چشام درد میکنه...میگه بیا..هی من میگم اینقد نرو تو این کامی گوش نمیکنین که..اینم اخر و عاقبتش...بعدشم اگه ادامه بدیم حتما ما مغلوب خواهیم شد..پس همون بهتر که در این موارد خشن شاکی بودن مامان خانوم گرام ناز بیخود نیاییم که ضایع میشیم بسی...

خب رفع زحمت رحمت از این چیزا میکنیممممم...

خوب..خوش سلامتیتون ارزوی همیشگیمه واسه همگیتون...

دعاتون میکنم همیشه...خوش باشین...یا حق...