X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 22 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 11:33 ب.ظ

..............

--------///S...A...L..A..M///-------

بسه دیگه خیلی ابتکار به خرج دادم الان من...

از کجا شروع کنم؟؟؟

از تکوندن خونه...که بحث داغ اینروزاست...دخترا که همه شدن کزت ماشالا هزار بار ماشالا چشم حسود کور دندش نرم دندون عقلش درد بگیره ایشالا...ولی خب اونا کزت و دارن ما پسرا چی اونوقت..ما میشیم کی؟؟؟ ایا؟؟؟(توجه توجه...به بهترین جواب جایزه یک عدد نفیسه داده میشود...نه ببخشید همون یک عدد جایزه نفیس)...نفیسه اخه به چه دردتون میخوره...حالا من میدونم اینجا نوشتم نفیسه فردا میگن اره زن گرفتی و بی معرفتی و به ما چرا معرفیش نکردی و هزارتا چیزه دیگه...قابل توجه نیاز خانوم گلفاطمه و دیگر عزیزانی که مارا یاری نمودن در این مجموعه...بعدشم میشه قضیه نیلوفر و بعدشم ابجی باران خانوم عزیز فک میکنن راستی راستی داداش ژیگولوشون عاشخ شدن...حالا شتر بیار و باقالی بار بزن...... چی داشتم میگفتم؟؟اهان..تکوندن خونه...این عید همه چیش یه طرف..دیدو بازدیداش...ماچ و بوسه بازیاش اونم از نوع پیر زنی و ابدارششیرینی خوردناش کلا بخور بخوراش و دیگه هرچی که مربوط میشه به عید این طرف قضیه...این خونه تکونیش اون طرف قضیه...که واقعا عجب طرف مذرخرفی هم هست همون اون طرف...

از اینور مامانا مث رادیو پیام از صبح تا شب دارن توضیح میدن اینکارو بکن اونکارو بکن..اینارو بشور..اون شیشه هام باید تمیز بشن  از اونورم اتاقای شخصیه مربوطه هم که دیگه هیچی...همگی هم ماشالا تمیز مرتب...شتر که چه عرض کنم کامیون با بارش غرق میشن دیگه نمیشه پیداشون کرد تو این اتاقای شخصی...(البته من ات ط اق(اخرشم من نفهمیدم این ا ت ط اق با چه ط ت یی نوشته میشه) خودمو گفتم و چندتا دیگه از دوستان که میدونم مث خودمن..وگرنه به کسی توهین نکردم یه وقتا...سوئ تفاهمات پیش نیاد یه وخ)...امسال من هرچی هم سعی کردم جیم بزنم و از زیرش در برم ولی اخرش نشد که نشد مامان خانوم گرام روز جمعه ای مارو خفت کردنو تمیز کردن یک فروند اتاق بیشعوره گنده رو سپردن به ما...مامانننننن..گریهههههههه...

دیدیم نه مث اینکه چاره ای نیست بلاخره کمر همتو بستمو رفتم به جنگ پرده ها..اونم چه پرده هایی ..پرده کرکرهیعنی ادم ماشینش پنچر بشه وسط خیابون ولی پرده کرکره نخواد تمیز کنه...اونایی که دارن میدونن چی میگم من...این یزدم که خدا خیرش بده...تو هواشم خاک هست به اندازه کافی همیشه...خلاصه ۵ عدد پنجره ناقابل و سه عدد درب بزرگ...بعدم که شیشه ها و بعدشم که جارو زدنو دیگه ساعت ۴ بعد از ظهر شهید شدم و روحم از اتاق اومد بیرون یعنی فرار کرد روح...فقط تنها فایده ای که داره به قول گیلاسی اون حس خوشایندیه که اون تمیزیه بهت میده وگرنه هیچ فایده دیگه ای نداره...

حالا مونده اتاق خودم...که منتظر یه میزم که پسر خاله گرام دقیقا یه ساله که دارن میسازن واسم...واقعا باید به این همه تلاشش بهش یه خسته نباشید جانانه بگم...میزو بگیرم بیام کاغذای پروژه هامو بزارم توش و بعدم این کامی هم نقل مکانش بدم که دیگه خیلی جاش تکراری شده بعدم یه چنتا شیشه و یه جاروی حسابی...دیگه کاری نداره...

خب این از تکوندن خونه و اتاق و اینچیزا...

دیگه چی میخواستم بگم؟؟؟

اهان دیروز یه اگهی تو روزنامه خوندم و امروز زنگیدم تا ببینم میشه یا نمیشه..بعد کلی صحبت و توضیحات اقاهه تقریبا قطعی شد که از اول سال ایدنه شروع کنم...ولی بعد از ظهری که نشستم حساب میکنم میبینم عجب کار خوبیه واقعا...من در نهایتش که حساب کنیم میشم حمال اون شرکت و ماشین...حالا چه کاری بود...باید یه نیسان میخریدم یخچالدارش میکردم...مسیرشم یه رفت و برگشت هر روزه به شیراز...یعنی هر روز ۱۰۰۰ کیلومتر رانندگی تقریبا پشت سرهم...جالب هستا نه...حالا من چون عشق ماشینم زیاد واسم مهم نیست ولی از بعد از ظهر تا حالا به هرکی میگم بی برو برگرد میگن عجب خ ر ی هستی...خیلی بی ادبن اینا اصلندشم...خلاصه یه نفری که به هیچ وجه نمیشه باید یه کمکی هم بگیری...اخر اخرش که حساب همه چی رو کردم دیدم پولی که میدن بنزین باید بخرم و روغن واسه ماشین+مزد راننده کمکیه...خلاص...ژ یگولو خان هم این وسط میشه یه چیز بی ادبی که دیگه معذورم واقعا از گفتنش......

تازه حالا فردا قرارم گذاشتم با ریس شرکته..حالا برم اونجا چی بگم..بگم من پشیمون شدم...ای خداااااا...

اینم از کاریابی ما...

اومممم...

و یه چیزه دیگه هم اینکه...پریزیدنت باهوشمونم  فردا داره میاد اینجا...نمیدونم از کی تا حالا شهرمون تغییر نام داده و  شده نمیدونم چیچی یورک و این چیزا..از اون کشور بد بدا..بی ادبیا......

فکرشو بکنین الان من دیگه چقده میتونم خرسند باشم...واقعا...

خب دیگه ورام که اگه بزنم تا صبح شاید طول بکشه..ولی دیگه به شماها رحم میکنم و در همینجا تصمیم میگیرم که تمومش کنم...

خوب خوش سلامت باشی همگیتون...مواظب خودتونم باشین..مخصوصا الان که فصل کزت بازی و اینحرفاست...

فعلا...یا حق...

 

پی نوشت :یه چندتا از دوستام واسم اف گذاشته بودن امشب..ولی به مهز اینکه باز کردم همشون پریدن...گریهههههههه...اگه میشه دوباره لطف کنن..البته اگه دلشون خواست..ممنون...