X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 02:00 ق.ظ

  ســـــــــــــــــــــــــلامممممممممممم

خوبید موبید چطورید؟؟؟ (الان سرقت ادبی کردم)

خب من بلاخره بعد ۱۰ روز  اومدم...(حالا نمیومدی هم فرقی نمیکرد ) و اما دلایلش که دیر اومدم...

۱- ادامه بی حوصلگیای قبلی...اخه ذات این بهار لعنتی این بی حوصلگی توشه...به من چه خو

۲- کمی تا مقداری تا قسمتی ت ن ب ل ی... ...

۳- این وضع خراب سرعت اینترنت... ۳ روزه هربار اومدم جواب کامنتا رو بدم و بعدشم اپ کنم یه بازیی دراوردای نت...

چهارمم که دیگه نداره..تموم شد..اقا ..خانوم دارم میگم تو صف وای نسا.تموم شد...

خب این از توضیحات واجبناکی که باید میدادم...

حالا بریم سر اصل مطلب...اشتباه نگیرین بابا خواستگاری نیومدیم که..اصل مطلب این پستم در مورد بعد از خواستگاری و بعدتر از اوناشه...

امشب میخوام درباره زنان مطلقه بنویسم...موضوعی که واقعا یه چیزایی ازش دیدم و شنیدم که چند وقته میخوام بنویسم ولی خب یا وقت نمیشه یا مشکلات دیگه ای پیش میاد...

نمیدونم از کجاش شروع کنم...

از روز اول خواستگاری..که همه چیزش خوبه یا خوب میشه کم کم با صحبت بزرگترا...

بعدشم ازدواج و بعدشم اصولا زندگی کردن زیر یک سقف...ولی خیلی وقتا و واسه خیلیا پیش میاد که زندگیای زیر یک سقف به دلایل خیلی زیادی دووم زیادی نمیاره و زود از هم میپاشه و تازه اول بدبختیه...

واسه هر دوطرف قضیه..ولی به نظر من واسه زن این وسط خیلی قضیه فرق داره...

زنی که به نظر من تو ین جامعه ما ایرانیا تا دختره خیلی اجر و قرب و منزلت داره و همینکه زن شد همه اینا از نصفم کمتر میشه..و همه اینا هم دلیل دیگه ای نداره جز فکر و فرهنگ شدیدا غلط ما ایرانیا...

من میخوام بدونم اخه چرا..این چه جور دین و ایمانیه ما داریم...و ادعای مسلمونیمونم میشه به شدت...

چرا ؟؟؟

چرا یه زنی که به دلیل اعتیاد مرد مافنگیش که خیلیاشون از اول خواستگاری هم معتاد هستن ولی با دروغ و کلک زن میگیرن و بعدشم هرچی این زن بدبخت خودشو جرواجر میکنه و زجر و عذاب میکشه تحمل میکنه ولی اون مثلا مردش ادم نمیشه و اخر مجبور به طلاق میشه..بعد از طلاقش تو جامعه ما اینجوری رفتار میشه...

خیلی از زنها هستن که دچار همین وضعیتن که وقتی میبینن اگه طلاق بگیرن خیلی وضعشون بدتر میشه جرات نمیکنن و با همون مرد مافنگی سر میکنن و خیلیا هم طاقتشون تموم میشه و طلاق میگیرن...که مثلا راحت بشن..ولی زهی خیال باطل..چون تازه اول بدبختیشونه...

من تو این پستم کاری به دلیل طلاق ندارم فعلا..میخوام بدبختیای بعد از طلاقو بگم..و فرض میگیرم طلاقایی که اتفاق میفته دلیلش موجه هست و بهترین راه همین بوده که تو خیلی از موارد هم همینجوره...

یه زن بعد از طلاق...

تو خونواده خودش تو ۹۰ درصد خونواده های ماها دیگه جایی ندارن...زنی گه طلاق گرفت باید یحتمل بره بمیره...من میخوام بدنم اخه پدر محترم مادر مهربون شماهایی که دخترتونو مث دسته گل بزرگش کردین عروسش کردینو خیالتون راحت شده..حالا که تو زندگیش شکست خورد حالا بنا به هر دلیلی چرا اینجور باهاش رفتار میکنین اخه..که انگار این زن هیچ وقت دختر شما نبوده...چرا جوری رفتار میکنین که جرات نکنه بگه میخوام برگردم پیشتون چرا اخه..مگه اون چه فرقی کرده با قبل لز ازدواجش...من میگم اصلا دخترتون بد..تقصیر کار دخترتون...حالا که طلاق گرفته مگه بچه شما نیست چرا از خونه تردش میکنین...چرا عوض اینکه کمکش کنین که به راه خلاف و هزار کوفت و مرگی که دور و برش هست کشیده نشه و روزی که خیلی هم دیر نیست به لجن کشیده نشه از خونه و خونوادش تردش میکنین...؟ چرا اخه...بابا این زن بدبخت دختر شماست بچه شماست..کمکش کنین...

این از خوندواده که من میدونم بیشتر شماها هم میدونین که این کارا رو میکنن پدر و مادر ماها به غیر از یه تعداد کمیشون...

بعد از  ط ترد شدن از خونه خونوادش زنه اگه خیلی صبور باشه با ایمان قوی تو این جامعه خراب ما میگرده دنبال یه کار ابرومند مث خیاطی گلدوزی یا هر کار دیگه ای که یه لقمه نون حلال پیدا کنه شکمش و سیر کنه (اگه بچه هم داشته باشه شکم بچه شو هم سیر کنه)و زیر یه سرپناه امن باشه...اخه یه زن چقد مگه طاقت داره من میخوام بدونم..به خدا خیلی مشکله...یه زن و این همه نیازی که خدا تو وجودش قرار داده...نیاز محبت کردن و محبت دیدن..نیاز یه ارامش خوب..نیاز به اینکه بدون دغدغه یه جایی که احساس امنیت کنه زندگی کنه...نیاز شهوتش و هزاران نیاز دیگش... یه زن تنها و بی سر پناه باید با همه این نیازاش بجنگه چون که هیچکدومش به اسونی برطرف نمیشه. و بعضیاش که دیگه هیچ رقمه اگه بخواد سالم زندگی کنه که برطرف نمیشه...زن با اون روح و جسم لطیفش چطور اخه همش باید کار بکنه..خب بعد از یه مدت که شد خسته میشه و از پا درمیاد اونوقته که معلوم نیست دیگه چیکار باید بکنه...یه زن اخه چقدر طاقت داره تا نیاز شهوتش رو کنترل کنه و سالم زندگی کنه...خب هرچی هم ایمانش قوی باشه بلاخره یه روزی دیگه طاقتش تموم میشه اونوقته که ممکنه هر بلایی سرش بیاد...زن و خدا افریده واسه محبت کردن و محبت دیدن یه زن تنهای مطلقه که تو این جامعه لعنتی ما چه جوری میتونه این نیازشو برطرف کنه اخه...زنی که نه دیگه پدر و مادرش قبولش دارن و نه هیچ کس دیگه ای رو...اینا فقط ۲...۳ مورد از نیازاشه که من گفتم...فکر که بکنی هزاران مورد دیگشم میشه پیدا کرد...

تو این جامعه گل و بلبل ماهم که ماشالا با اینهمه ادعای مسلمون بودنمون چه کارا که نمیکنیم...زن میره خونه بگیره صابخونه میگه مجردی نمیشه...بعد از کلی زحمت و اینور اونر دویدن بلاخره یه جا رو گیر میاره که سقفی بالا سرش باشه...ولی به اینجا ختم نمیشه که...سلام گرگ هیچ وقت بی طمع نیست...وقتی میبینه یه زنه تنهاست با خودش میگه اره دیگه حله...تا با زنش دعواش میشه یا هر مسئله دیگه ای که اعصابش از همه جا خورد میشه گیر میده به زن تناهئه و هرجور که هست با خودش میگه باید یه کامی از این زنه به دل بگیره..بلاخره هرچی باشه حق اب و گل داره...اونوقت با اون نیاز شهوت زن تنهائه و اون نیاز محبت کردن و محبت دیدنش چه جوری میتونه زنه سالم بمونه..بخواد سالم بمونه خودشو یه جور دیگه باید نابود کنه و اگرم یه کم ایمانش سست بشه و پاش بلغزه که دیگه هیچی...زن داستان ما اولین قدمشو به لجن زار این جامعه بی در و پیکر گذاشته و دیگه حتی اگه خودشم بخواد هیچ کاری نمیتونه بکنه و میوفته تو این لجن زار و حیثیتش به باد میره و بعد یه مدتی هم دیگه واسش هیچ فرقی نمیکنه و واسش میشه یه عادت...

من میخوام بدنم پدر و مادر این زنه اینجور بهتر شد حالا که دخترتونو ولش کردین به امون خدا...که ترسیدین ابرتونو ببره..بهتر شده که ترسیدین بگین این دخترتونه که طلاق گرفته..به خداوندی خدا اولین و بزرگترین تقصیر و کناه از توئه پدر و مادره که از اول شروع کردین...

حالا بیایمو از همه اینا بگذریم و فک کنیم زنه وقتی میبینه با اینهمه نیاز برطرف نشدش باید یه خاکی تو سر خودش بریزه پس به فکر ازدواج مجدد میفته که حداقل سایه یه مرد بالا سرش باشه..که حداقل مردم نگن این زنه بی صاحابه (به خدا من دیدم که اینجور میگن و از ادم بودن خودم خجالت کشیدم)...حالا میخواد ازدواج کنه...خب چه جوری اخه؟ لب تر کنه هزارتا گرگ درنده میرزن دورش که البته همه حاجین و کلاس بالا هستن و پول دارن و صد البته مسلمونو و نماز اول وقتشون سر جاشه و فقط و فقط مهز زضای خدا و خشنودی اونه که این ثوابو میخوان بکنن...(اره جون عمه شون)...زن داستان ما اگر به سلامت از همه اینا گذر کنه گیر یه ادم که انسان باشه بیفته و اون ادمه واقعا ادم باشه تازه میرسن به جاهای جالب قضیه...کافیه فقط یکی از فامیلها یا اشناهاش اون اقاهه بفهمه دیگه اون مرده میشه بیدین و لامذهب و هزار وصله ناجور دیگه که بهش میچسبونن...اخه مردم به شماها چه...بابا جون گور من جداست گور تو جداست گور اونم جداست..چرا اینقد بعضی از ما ادما که خیلیمون هستیم نمیفهمیم..اخه به ما چه...چرا عوض اینکه کمک کنیم بهشون تا دون نفر رو از بی راهه ها به راه درست بکشونیم دقیقا بر عکس عمل میکنیم و هرجور که از دستمون بر بیاد سنگ اندازی میکنیم تا جولو این بی ابرویی(بازم من دیدم که میگن) رو بگیریم...اره..اخه بدبخت بیچاره تو برو کار خودتو درست کن..تو چیکار داری به همسایه بدبختت تو چیکار داری به دوستت که میخواد اینکارو بکنه..زندگیه خودشه بزار که گلستان کنه..بزار که اتیش بزنه به تو چه اخه...حالا فامیل و دوست اشنای و پدر مادره مرده حالا اگه ۵۰ سالشم باشه فرقی نمیکنه ها مردم دخالتاشونو باید بکنن یه طرف و زنه هم که تا حالا هیشکی اصلا نمیدونسته کجاست و چیکار میکنه و اگرم تو خیابون میدیدنش فامیشلاش روشونو بر میگردونن حالا هزارتا فامیل و پدر مادر پیدا میکنه و مث اون مرده هزار جور مخالفت و فوضولی...

بابای مرده یا احتمالا بعضی وقتا پسره کسر شانشه که پسرش با یه زن مطلقه(به گفته خیلی از ادما  : دست دوم(به خدا من از این حرفا خجالت میکشم ولی دیدم که میگن مردم))ازدواج کنه...اخه پدر من مگه تو میخوای با عروست زندگی کنی...مواظب پسرت باش من نمیگم ولش کن هر غلطی میخواد بکنه ولی اینقدم مته به خشخاش نذار و وقتی میبینی پسرت همه مواردو سنیده و دختره رو میخواد مطمئنه اون دختره( یا همون زنه)هم واسه پسرت میمیره چرزا کمکشون نکنی..به خدا خدا هم خوشنود میشه از این کارت...

پدره یه کلمه ای میشه و سفت و سخت از ابروش دفاع میکنه و دو نفرو بدبخت میکنه..و من مطمئنم تو همین دنیا چوبشو میخوره ولی بازم اینکارو میکنه...

خیلی خیلی حرف زیاده در این باره و لی من دیگه خسته شدم امشب... احتمال زیاد دنباله داره این پستم...ولی نمیدونم متوجه منظور من میشین یا نه..که میشین حتما...

خدایا هیشکی رو به این وضع دچار نکن که خیلی سخته...

خدایا مردم جامعه مارو درستشون کن خودت..نذار که کفر بگن و به خیال خودشون بهترین حرفا رو میزنن...

خدایا همه ماهارو حفظ کن در پناه خودت..مارو تنهامون نذار...

خدایا کمکمون کن...

خب دیگه خیلی حرف زدم...

خوب باشین و خوش و سلامت..موظب خودتون باشین..

در پناه حق...فعلا...یا علی...