X
تبلیغات
رایتل
جمعه 5 بهمن‌ماه سال 1386 ساعت 12:24 ق.ظ

ســـــــــــــــــــــــــــلام سلامممم سلاممممممممم...

من هزارتا سلامم بکنم ایندفعه دیگه بازم کمه فک کنم...

خوبین؟ خوشین؟ خوش میگذره؟

 

چیکار میکنین با امتحانا..کشتی میگیرین حسابیا..آره؟؟ ایولللل...

راستشو بگین توو این مدت وقتی میومدین اینجا هی با این پست ناهنجار عصبانیت روبرو میشدین چقد فحشم میدادین؟؟

خب دیگه..تا یه هفته بعد از اون پست کامی جان همچنان پنچر بودن بعدشم که دیگه ویروسشون به بنده منتتقل شد و دچار یه نوع تنبلی حاد گشتیم تا الان که دیگه در خدمتیم...

خب از کجا شروع کنم و چی بگم؟؟ توو این مدت خیلی کارا کردم و از اینا...

اول از گوشی خریدنم بگم...

اره دیگه بعد کلی رنج و مشقت و مرارت(درست نوشتم؟) و اینا از دست اون گوشی عهد قلقلک میرزایی رهایی یافیتیم خودمان را و ۵ شنبه هفته گذشته یعنی قبل از تاسوعا عاشورایی رفتم یه ن وک ی ا ۵۶۱۰ گرفتم...سری جدید نوک یاست و به نظرم باحال اومد...خلاصه منم که خرید کردنم کلا اینجوریه که همون لحظه اول از یه چیزی خوشم اومد و به دلم نشست میخرمش از همون مغازه..دیگه هم حوصله پرس و جو ۳۰۰ تا مغازه قیمت گرفتن و اینکارارو ندارم...کلا خریدام اینجوریه..شکر خدا تا حالا یادم نمیاد ضررم کرده باشم...حالا اگه شد عکسشم میزارم اینجا...خلاصه که اینجوریاست...۳۲۴ هم قیمتشه اینجا البته...این از گوشی خریدنمون...

دیگه اینکه...ما همچنان داریم امتحان شهریمون رو میدیم...دو دفعه با اجازتون رد گشتیم...دو هفته پیشی هم که یخبندون شد امتحان نگرفتن..اینهفته هم که بازم به خاطر سردیه هوا اتوبوس قراضشون یخ بسته بودو بازم امتحان نگرفتن...اینم بگم که یادتونه چند وقت پیشا میگفتم امتحان تپه رو بدم دیگه بقیش حله؟ ولی من الان و در این تریبون حرفمو تگذیب میکنم به شدت..حاضرم ۱۰ دفعه دیگه امتحان تپه رو بدم ولی با اون اتوبوس پکیده نرم امتحان شهری بدم...خدایی داغونه ها..باورتون نمیشه هر دو دفعه ای که رد شدم به خاطر خرابیه اتوبوس بود...خلاصه که اینجوریاست و ما همچنان الافشیم به شدت...حالا باز رفت واسه دو هفته دیگه یعنی ۱۶/۱۱...ایندفعه دیگه هرجور شده باید قبول بشم که دیگه حوصلم داره سر میره ها...دعام کنین...

خب اینم از پایه یک گرفتن ما...

دیگه ترش اینکه...هومممممم؟؟؟

خدایی برف و بارون حال کردین..ایوللللللللل خدا جون دمت گرم..حال دادیا اساسی...با همه سختیاش و خرابیاش و مشکلاتش ولی باحال بود توو این ۲۰ روز ۱ ماه گذشته...مزه یه زمستون واقعی رو چشیدیم بعد از چند سال...خیلیا کفری و عصبی بودن هنوزم هستنا..زیاد میبینم من  مردمو که دارن دری وری میگن و کلا میترسن از این هوا..ولی به نظرم دیوونه ان..هوا به این باحالی..خدا جون دمت گرم..خیلی خیلی شکرت...این هوا و این برف و بارونات نعمت بزرگیه..بازم بده بیاد...

دیگه اینکه...

اول یه عرض تبریکی داشته باشم خدمت دوست خیلی خوبم... سمی خانوم...اول بهمن تولدش بود..بهت تبریک میگم تولدتو عزیز..ایشالا که همیشه شاد باشی و موفق پیروز...

دوم اینکه یه عرض تسلیت خدمت اون یکی دوست عزیزم...نسی خانوم..که دو تا از دوستاشو توو ۲ روز پشت سر هم از دست داد...ایشالا که با خوندن این حالت بدتر نشه...تسلیت میگم بهت عزیز...ایشالا که دیگه از این اتفاقات ناگوار پیش نیاد واست...

خب...دیگه چی؟؟

دیگه اینکه بلاخره بعد سرما خوردنای شدید شبا تو این اتاقم از سرما لک لک(لک لک نه ها...لک لک..با کسره خونده بشه) لرزیدنام بلاخره عزممان را جزم نمودیم رفتیم یک عدد بخاری خریداری نمودیم و راحت گشتیم تازه انگار فهمیدیم اوه اوه..خیلی هم خوب شده است هوای اتاقمان و ما میتوانستیم خیلی زودتر از اینها این کار رو میکردیم و خودمان را شبها در این اتاق از سرما سیاه نمیکردیم...و در این زمان است که زندگی شیرین میشود...

اولش از همه جای این خونه سردتر بود این اتاق بنده یعنی میرفتم بیرون تو حیاط تازه گرم میشدم..ببین دیگه چی بوده این اتاق...ولی الان دیگه همچین گرم شده که نگو..بابام میاد بعضی وقتا تو اتاقم میگه ایوللل..ادم بخواد توو این خونه همه جاش گرم بشه باید بیاد اتاق تو...و ما این یک دفعه رو بسی شانس اوردیم...تازشم این مخمل داداش با زیرکیه هرچه تمامتر سعی داشت که بخاریه خوچکلمان را از چنگمان بقاپد که ما با تلاش هرچه تمامتر و چند عدد خالی بندی دست عوامل مزدور و (همان مخمل داداش) را از دسپرد به بخاریه خوچکلمان کوتاه نمودیم...و همین اینک بسیار خرسندیم..هر کی هم الان به ما گفت ظالم خودشه...اصلندشم...

 

دیگر چه بگوییم..از دست عزیزن که گله ای نیست ور گله ای هم هست دگر حوصله ای نیست...اوهه ببخشید یهو جو گیر شدم رفتم تو ترانه و اینا...

چند روزیست که این شوهر عمه مان...همون پسر خاله سابق که البته با حفظ سمت قبلی شد شوهر عمه مان  یک عدد پیکان عهد تیرکمون شاه خریداری نومده اند..ای میخندیم ای میخندیم ...جای همگی خالی..این بشر کلا کاراش و خودش همه چیزش فیلمه و کر کر خنده...چنان پیرمردی حال میکنه که بیا و ببین...بیچاره این عمه ما..هرچند در و تخته بهم جور امده اند...خلاصه که شب اولی میخواست ماشینشو بزاره پارکینگ..حالا یکی نیست بهش بگه اخه ماشینی که از خودت سنش بیشتره دیگه پارکینگ گذاشتن میخواد..دم در پارکینگمونم یخ بسته و همچنان هم هست همون یخا..خلاصه آی سر سره بازی میکنه شبا با این ماشینش...درب پارکینگ ما که اشهد خودشو خونده فک کنم تا حالا چند دفعه..خلاصه که همینجوریش سوژه خنده بوده این بشر حالا دیگه کامل شده...

دیگه اینکه بر اثر سرما و یخ بستگی و اینا چندتا خسارت جانی و مالی هم به ما خورده...

۱- دو عدد  ماهی عید نوروز خریده بودیم به اسرار مخمل داداش و ما که هیچ امیدی به زنده موندشون نداشتیم میگفتیم میمیرن اینا بعد سال تحویل..ولی خداییش ماهیای باحالی از اب در اومدنو همچنان زنده بودن تا حالا...تو حوض بودنو واسه خودشون حال میکردن..اینسری از اول سرماهای شدید که شروع شد اب حوضمن یخ بسته و دیگه هم اب نشده تا حالا...فچ کنم ماهیای بیزبونمون مردن دیگه ایندفعه...گریههههه...

۲-ناودون یه قسمت از پشت بوممنون یخ زده و بعد یکی دوروزی که هوا بهتر شد و برفای پشت بوم اب شدن چون نتونستن از ناودون در برن از در و دیوار سقف اتاقمون در اومدن و کلا نابود کردن اتاقو...چون این اتاقمونم بلا استفاده بوده بهشم سر نزده بودیم کلا شده بود دریاچه ای واسه خودش...

۳- درخت نارنج دوست داشتنیه من هم از سرما خشک شد بیزبون...

واسه شادیه روح از این قبیل رفتگان ما همچنین تسلای داغ دیدگان این فاجعه فاتحه مع الصلوات(نمیدونم درست نوشتم یا نه)...

 

خببب...دیگه چی بگم؟؟

اهان ۵...۶ ماه پیشی یه ایرانسل واسه یکی از کاگرای بابام خریدم که چون از کشور همسایه بودن ایشون سند مبایل خورد به نام بنده..بعد ۲ ماه یه خط جایزه ایرانسله اومد در خونمون...و ما هم بیخیالش بودیم تا تقریبا یه ماه پیشی...بعد دیگه یه شب اس ام اسا به هیچ وجه سند نمیشد منم یهو یادم اومد ایوللل ایرانسلو دارم...خلاصه که یه گوشی دست دومم توو خونه داشتیم سیم کارتو انداختم توش و ایولللل..حالی بردیم ازش..ولی خدایی با همه مزخرف بودنش یه خوبیاییم داره ها..یکیشم که من کشفش کردم اینه که با این خط میشه به تلفن ثابتایی که کلا قطع شده هم زنگ زد... ...

اینم از ماجرای ایرنسل ما...

 

خب دیگه خیلی وراجی کردم...عقده شده بود فک کنم همش یه جا شده بود..

توو این چند وقته به جز یکی دو جا دیگه تقریبا به همه دوستان خوب و عزیز و با معرفتم خیلیخیلی کم سر زدم...من واقعا شرمنده ام..ولی باور کنین همیشه به یاد همه شماها هستم..دوسستون دارم و خیلی خیلی دلتنگتونم همیشه...میام خونه های قشنگتون...ولی شاید زود به زود دیگه نتونم بیام...ببخشین دیگه خلاصه...

خوب و خوش و همیشه سلامت باشین..مواظب خودتون باشین..فعلا..یا حق...

 

پی نوشت همین الان...عکس گوشیمو گذاشتما..ولی قاطیه این پرشین گیگ..یکی منو راهنمایی کنه که کجا عکس اپلود کنم...

 

پی نوشت چند دقیقه بعد همون الانه...

به راهنمایی گیلی جونم  عکسه بلاخره اپلودش کردم..مرسیییی...