X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 30 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 02:44 ب.ظ

 سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم...

خوبین ؟؟؟ خوشین؟؟ چه خبرا؟؟؟

خب بعد از اون حال گرفتگی و دل گرفتگی و کلا هر چیز گرفتنیی که تو ادم وجود داره من الان حالم خوبه خوبه...

یعنی چند روزه حالم بهتره و یعنی خوبم...

اون پستم که نوشتم میدونست بعدا پشیمون میشما ولی خب گفتم بزار ثبت بشه..روزای دلگرفتگیمم باشه که بعدنا مث دفترچه خاطراته...

در ضمن از همه اونیی که اومدن و با حرفای درست و قشنگشون راهنمایم کردن و باهام همدردی هم کردن ممنونم..بسی زیاد ...

امروز فک کنم یه پست قاطی پاتی بشه که اونسرش ناپیدا...

اول اینکه باز من امروز از صبح اینجوریم... ...

فک کنم دیگه بدونین چرا؟؟ اره دیگه داره بارون میاد دوباره...بوی خیسیه خاک..منو به واقع مست میکنه...

من چهارشنبه ای هفته قبل ماشینو شستمش..نشون به نشون فرداش بارون اومد اساسی...

دیگه گفتم محاله تا خود روز عید ماشین بشورم...ولی هنوز اون ماشسین شستن من اثراتش مونده..امروزم داره بارون میاد...

بابام میگه این ماشین شستن تو هیچ فایده ای دیگه ای که نداره فقط خوبیش اینه تو زمستون باشه شاید بارون بیاد...اگه هم تو تابستون باشه یا طوفان شن میشه یا از چهارتا دونه بارونای ماشین کثیف کن میاد...

چه کنم دیگه اینم شانس منه...

خب..دیگه چی بگم...اهان..من یه پسر عمه دارم یه مغازه سوپر مارکت داره با باباش البته کار میکنن که مغزشم همینجاست نزدیک خونه ما و یه پسر خاله هم دارم ۵..۶ ماهیه مبل میفروشه و تزیینات داخلی و دکراسیونو خلاصه از این کارا که اونم مغازش همینجاست...

اره دیگه اینا از بس که مشتری دارن نمیفهمن چیکار بکنن... همش دم مغازه دارن پشه میپرونن ..حالا این بی مشتری بودن شده معز ذ ض ظ لی اساسی واسشون...بیکارن که هی دوتایی میشینن فک میکنن چه کار بکنن پولدار بشن و از این چیزا تا منم اینجاها پیدام میشه که دیگه هیچی..حملهههههه..منم فرارررررررر ولی اخرش این نامردا نمیزارن که میشینن شم های اقتصادیشونو رو میکنن...دیگه هیچ شغلی نبوده که اینا به فکرش نرفته باشن...تا الان که به این نتیجه رسیدن که ..آری این بهترین راهه...پرورش قارچ...حالا دم ظهری خر ما رو چسبیدن بیا بریم شرکتش سوال کنیم ببینیم چه جوریه...گفتم خب بابا بیایین بریم..من که تو ماشین نشستم اوندوتا رو فرستادم بالا بعد نیم ساعت دیدم پت و مت دارن میان... قیافه ها اینجور خوشحال خوشحال دارن میان..فهمیدم که ایوللللللل خانومه کار خودشو کرده مخ این دوتا رو زده اساسی... حالا اومدن میگم خب چی شد..میگن هیچی ..هیچ کاری نداره خیلی هم در امدش خوبه..گفتم خب...میگن حالا باید چی کار کنیم...میگن هیچی سریع باید حداقل ۵۰۰۰۰۰۰۰ میلیون پول جور کنیم با یه سالن ۵۰۰ متری حداقلش...همین خیلی ساده است..تازه خانومه گفته اینگده درامدش خوبه...

یه نگاهی بهشون انداختم میگم شماها حالتون زیاد که بد نیست..میگم نع..توپ توپیم..گفتم اره معلومه... ...

اینم از شم اختصادیه اینا..البته بد نیستا ولی ما همه چیشو داریما و فقط پول اولیشو نداریم و سالنشو..دیگه همه چیشو داریم...

دیگه اینکه من الان دارم این البوم جدید ابی رو گوش میدم..کلی حالی به هولیم... خیلی قشنگه به نظرم..واقعا که اقای صداست...یکی این یکی هم ستار..اونم البوم جدیدشو خیلی دوست دارم...

حالا فقط میخوام این خونه ما که بی شباهت به کاروانسرا هم نیست البته خالی بشه تا یه مشتی با صدای بلند گوش بدم یه چهارتا وسایل دکرو بشکنم... ...

اخه اهنگ گوش کردن یه طرف بعضی وقتا البته فقط بعضی وقتا با عند صدا گوش کردنم یه طرف...کلی حال میده...تا حالا چند دفعه اینکار و کردم...حال میدهههههههههه...

اهان...دیروز بعد از مدتها کارتون مورد علاقمم دیدم... ...گربه......ســـــــــگ... اخ که چقده ازاین  موجود خوشم میاد..خیلی کاراشون جالبه و با مزه هستن...بعد مدتها واقعا کیف کردم...

خیلی کیف داره ادم بعضی وقتا خودشو کوچیک کنه و از حال و احوالات بزرگ بودنش و حصارایی که دورش هست خلاص کنه خودشو بشه مث بچه ها...روح ادم شاد میشه...نمیدونم شاید تجربه کرده باشین..واقعا حس جالبیه...

خدایا این گربه سگتو از ما نگیر...

اخه یه مدت بود پارسال منو بچه های دانشگاه یا داشتیم کارتون نیگا میکردیم یا تو مهد کودکا تلپ بودیم یا تو پارک بچه ها بودیم یا خودمون بچه بازی در میاوردیم..خلاصه کلا سیستممون برگشته بود به ۱۸..۱۹ سال پیشمون...شده بودیم بچه بچه...کودک... حالا علتش چی بود..میگم...

گیر دادن استاد گرام به طراحی کردن مهد کودک... خلاصه که یه ترم کارمون شده بود همینا و واقعا دنیامون عوض شده بود...اولاش واقعا سخت بود واسمون ولی خب جوری شد که اخرای ترم دیگه نمیخواستیم ترم تموم بشه و کارامونو تحویل بدیم..خدایی استادمونم خوب بود..کلاسای ۷..۸ ساعتی طراحی معماری خیلی زود میگذشت...یادش به خیر  خیلی خوب بود...

خب دیگه برم...که از خاطره گرفته تا شیرین کاری همه چی گفتم...

بازم بگم..من خوبم..و واقعا تشکر میکنم از لطف دوستای عزیزم... مرسی...

خب دیگه من برم...

خوب و خوش سلامت باشین همگی همیشه ایشالا...

فعلا..بایتون...