X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 28 بهمن‌ماه سال 1386 ساعت 11:05 ب.ظ

سلام...

نه اینجور نه ها...اینجور...:

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام...

جیگولو خان بارد میشبد...

نه اینکه خیلی هم مهمه بارد شدن یا نشدن جیگولو...

خب دیگه..چه خبرا..خوبین خوشین..سلامتین...دماغتون چاقه؟؟

ایشالا که همیشه خوب و خوش باشین..

منم هیچی..همینجاهام...

یه هفته اس میخوام بیام اینجا جیغ بزنم بگم بلاخره تموم شدددددددددددددددددددددددد...من قبولللللللل شدمممممممممممممممممممم همشو..ولی هیچ جوری نشد که بشه دیگه..الان جیغامو زدم...

اره دیگه خلاصه بعد ۶ ماه دوندگی البته نه به طور مداوم...یکشنبه هفته پیش اخرین امتحانوم یعنی امتحان فنی رو قبول شدم و گواهینامه رو تحویل دادمو اومدم از سر جلسه بیرون...

کلی خوشحال گشتیم که قبول شدیم هی هر هفته دیگه نباید حرص بخورم اوه امتحان دارم...

خب این که از این...

به سلامتی حالا دیگه واقعا داریم میریم تو کار خدمت.فردا بعد عمری برم دفترچه ای که ۲ ماه دارم پستش میکنم و هنوزم نکردمو پست کنم تا معلوم بشه کی شماها قراره از دستم راحت بشین یه نفس بکشین از دستم اونم از نوع راحتش..

اره دیگه رفتنی باید رفت و اینا..آه ه ه ه ه ه ..گریههههه...:دی

ولی فک نکنین من میرم دیگه رفتما..نع..من هرجور باشه هر وقت بشه میام اینجا...بیخود زیادی بال در نیارین واسه خودتون بزن بکوب راه بندازین... گفته باشم...

خب اینم از این...

دیگه شی بگم؟؟

اهان بزار چارتا فحشم به این کارواشیه بدم یخورده راحت بشم مادر...

موضوع از این قراره که ما این ابو طیاره رو ۵ شنبه ای که دیگه از شدت کثیفی داشت میترکید رو بردیم کارواش...اقا چشمتون روز بد نبینه...اونجایی که همیشه میرفتم که دوبار رفتم هر بار شلوغ تر از قبلش..رفتم یه جا که تازه افتتاح شده بود..اونجا هم یه ۳ ساعتی معطل شدم ولی خب بلاخره موفق شدم...حالا مثلا این کارگراش اومدن خودشیرینی کردن واسم اساسی ماشینمو شستن...

مرتیکه بیشعور اب گرفت توو درای ماشین داغون کرد همه چی رو رفت پی کارش...

قفل یه طرف که کلا از کار افتاد..شیشه بالابر اینطرفم که روز اولی قاطی کرده بود...اینگده خندیدم...داشتم میرفتم واسه خودم همینجوری دوتا دستام بعد عمری رو فرمون بود یهو دیدم ویززززز... شیشه اومد پایین... ای واییی این چرا دیوونه شده اینجوری..خلاصه اقا ما بساطی داشتیم تا شب با این شیشه..هی میکردیمش بالا دوباره تا یه دست انداز میافتادم خودش میومد پایین...به سلامتی فرداشم که دیگه اصلا پایین نیومد...کلیده سوخت فک کنم از بس خودش اومد پایین من کردمش بالا...

خلاصه که تقصیره منه ا.....ه که این بی جنبه رو بردمش کارواش تا مث اون یارو کثیفه نباشه...همه بهش بخندن...حالا تقصیر ماشین بیزبونم نیستا..تقصیره اون یارو کارواشیه هستش که مثلا اینجور واسم اساسی شستتش که دیگه کثیف نشه... از همه بدترش اینه که ۶۰۰۰ تومن پول کل کارواش دادم ۳۰۰۰ تومن این مرتیکه به زور انعام گرفت...

حالا ۳۰۰۰۰ تومنم باید احتمالا برم قفل و شیشه بالابر و بدم درست کنن.. کلا کارای من خیلی در همه موردی بی ضرر و خوب پیش میره.. حسودیتون میشه میدونم ولی چاره ای نیست باید به حسادت خودتون نسبت به اینهمه شانس و اقبال من کنترل کنین و حسادت نورزین که خیلی کار بی تربیتیی هست...

اینم از این..

خب دیگه... بسه دیگه واسه امشب..یه بارم پست کوتا بنوویسم ببینم چی میشه..

خوش و خوب و سلامت باشین همگی دوستای گلم...فعلا..یا حق...

 

پی نوشت همین الان...یعنی دو دقیقه بعدش...

نه مث اینکه واقعا کوتاه نوشتم اینیکی رو حالا که خودم دیدم کاملشو...صلوات...

 

پی نوشت ۲- ۲۰ دقیقه بعدش..:دیتقدیم به تو :

میدونی هر بار که پلک میزنی من نفس می کشم؟ پس به کسی خیره نشو چون من خفه میشم

 

پی نوشت ۳ : فردا ۲۹ بهمنه...روز عشق ما ایرانیا...اینجوری که میگن البته... به هر حال تبریک میگم کلا..هرچند دوتا عاشق واقعی هر روز روز عشقشونه...

 

پی نوشت ۴ : راستی گوشیمم درست شد دیروز..ال سی دیش سوخته بود لامصب..شانس اوردم بود ال سی دیش...یه ۶۰ تومنی تو گلوش گیر بود بیشرف...

 

پی نوشت ۵ : دیروز مامانم واسه ابجی کوشولوم یه مانتو گرفته بود واسه جایزه اش که معدلش شده ۲۰..وایی وقتی پوشیده بود یه خانوم کوچولویی شده بود بیا و ببین..میخواستم بخورمش مخمل داداشو.. حالا بعدا عکسشو میزارم شما هم ببینین من راست میگم دیگه...

پی نوشت ۶..خدا رحم کرد یکی این پی نوشتو اختراع کردا..وگرنه معلوم نبود من این حرفایی که هی یادم میادو کجا باید میزدم تا خدای نکرده از نگفتنش زبونم میخ در نیاره...

فهلا...